مشتقه مالی
Derivativeقراردادی که ارزش آن از یک دارایی یا متغیر زیربنایی (سهام، شاخص، نرخ بهره، کالا یا اعتبار) مشتق میشود. کاربرد اصلی آن پوشش ریسک، سفتهبازی و آربیتراژ است.
ترمینولوژی مالی باید دقیق و ثابت باشد؛ به همین دلیل معادل فارسی هر اصطلاح در کل پلتفرم — از درسهای آکادمی تا خروجی محاسبهگرها — از همین واژهنامه استخراج میشود. تعاریف اصلی و بومیاند و به منبع حقوقی متعلق به نهاد دیگری کپی نشدهاند.
این نسخه اولیه شامل ۱۵ اصطلاح بنیادی است و در فاز ۵ با جستوجو، صوت تلفظ و پیوند به درسها گسترش مییابد.
قراردادی که ارزش آن از یک دارایی یا متغیر زیربنایی (سهام، شاخص، نرخ بهره، کالا یا اعتبار) مشتق میشود. کاربرد اصلی آن پوشش ریسک، سفتهبازی و آربیتراژ است.
قراردادی که به دارنده، حق (و نه الزام) خرید (کال) یا فروش (پوت) دارایی پایه را در قیمت معین (استرایک) تا یا در سررسید میدهد. گزینه اروپایی فقط در سررسید و گزینه آمریکایی در هر زمان تا سررسید قابل اعمال است.
قرارداد استانداردشده بورسی برای خرید یا فروش دارایی پایه در تاریخ آینده با قیمت امروز. تسویه روزانه (Mark-to-Market) و مارجین از تفاوتهای کلیدی آن با فوروارد است.
قرارداد دوطرفه خارج از بورس (OTC) برای خرید یا فروش دارایی در تاریخ معین با قیمت از پیش توافقشده. برخلاف آتی، تسویه آن یکباره در سررسید است و ریسک اعتباری طرف مقابل دارد.
توافق برای تبادل جریانهای نقدی در فواصل زمانی مشخص؛ رایجترین نوع، سواپ نرخ بهره ثابت در برابر شناور است. سواپ ارزی، سهام و اعتباری نیز رایجاند.
رابطه بدون آربیتراژ میان قیمت کال و پوت اروپایی با استرایک و سررسید یکسان: C − P = S − PV(K). این رابطه یک ابزار استاندارد برای اعتبارسنجی موتورهای قیمتگذاری است.
نسبت قیمت دارایی پایه به قیمت اعمال گزینه؛ گزینه In-the-Money ارزش ذاتی مثبت دارد، At-the-Money همارز استرایک است و Out-of-the-Money ارزش ذاتی صفر دارد.
ارزش ذاتی تفاوت مثبت میان قیمت دارایی پایه و استرایک است؛ ارزش زمانی اختلاف پریمیوم با ارزش ذاتی است که احتمال تغییرات مطلوب تا سررسید را منعکس میکند و با نزدیکشدن سررسید به صفر میل میکند.
میزان تغییر قیمت گزینه نسبت به تغییر کوچک قیمت دارایی پایه؛ اولین و مهمترین گریک. دلتا همچنین تقریب احتمال اعمال گزینه در مدل BSM است.
نرخ تغییر دلتا نسبت به قیمت دارایی پایه؛ گامای بالا یعنی هج دلتا باید پرتکرارتر بهروزرسانی شود و ریسک حرکتهای سریع قیمت بیشتر است.
میزان کاهش (یا افزایش) ارزش گزینه در گذر زمان با ثابت ماندن سایر متغیرها؛ برای خریدار گزینه معمولاً منفی است (فرسایش زمانی) و برای فروشنده مثبت.
حساسیت قیمت گزینه به ولتاژی ضمنی دارایی پایه؛ افزایش ولتاژی ضمنی ارزش هم کال و هم پوت را افزایش میدهد، زیرا دامنه حرکت مورد انتظار بزرگتر میشود.
وسیله تضمینی که طرفهای پوزیشنهای اهرمی نزد کارگزار یا اتاق پایاپای نگهداری میکنند؛ مارجین اولیه برای باز کردن پوزیشن و مارجین نگهداری برای حفظ آن الزامی است و عبور مانده از حد نگهداری، مارجینکال ایجاد میکند.
بازسازی ارزش پوزیشنها با قیمت روز و تسویه سود/زیان تحققیافته در حساب طرفین؛ سازوکار اصلی کنترل ریسک اعتباری در بازارهای آتی بورسی.
فرایندی که در آن سود هر دوره به اصل اضافه میشود و دورههای بعدی نیز بر همان سود، سود تولید میکنند. نرخ مؤثر سالانه با افزایش دفعات ترکیب، از نرخ اسمی فاصله میگیرد.